تبليغاتX
فتنه گران
وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ [بقره / 217]؛ فتنه جرمش از قتل بزرگ تر است.
این روزها اخبار انتخاباتی بیشتری از جبهه اصلاحات به گوش می رسد که به معنی تلاش این جبهه برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری 92 تلقی شده است.
 
آغاز فعالیت انتخاباتی خاتمی با یک بیانیه/ کارگزاران کاندیدای خود را مشخص کرد
 

به گزارش جهان به نقل از مشرق، تصفیه جبهه اصلاحات از عناصر تندرو در دستور کار محمد خاتمی قرار گرفته است.

خاتمی معتقد است در پایان فصل بهار باید این تصفیه به پایان رسیده و کار انتخاباتی ریاست جمهوری یازدهم با یک بیانیه حزبی و یک اعلام موضع کلید بخورد.

در همین حال، در جلسه تعدادی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی از کاندیداتوری اسحاق جهانگیری برای ریاست جمهوری آینده حمایت شده است. استدلال موافقان این است که جهانگیری چهره ای کاری و معتدل است که از صافی شورای نگهبان نیز عبور می کند.

برخی خبر ها هم حاکیست که اخیرا محمد خاتمی، مجید انصاری و موسوی لاری با حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی نماینده اسبق تهران در منزلش دیدار و از وی عیادت کرده اند. پیش از این هم برخی از چهره های مطرح اصلاح طلب با حجت الاسلام طباطبایی دیدار کرده بودند.

پس از این دیدار برخی اصلاح طلبان پیشنهاد کرده اند باید به بهانه برخی مناسبت ها از ایشان در منابر و سخنرانی ها استفاده نماییم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:28  توسط سرباز | 
معرفی کتاب سودای سکولاریسم
بیرون آمدن سکولاریسم از آستین قبای سید
 
 
 
 
 
 
 

گروه فرهنگی: «از بچگی، مرتب و منظم بود، لباسهایش را خودش می شست و گاهی با چنان دقتی مشغول دوختن جوراب پاره اش می شد که هر که نمی دانست فکر می کرد دارد یک مساله مهم را حل می کند. قم هم که بود فقط یک قبا داشت، اما تا قبایش را از اتوشویی برایش بیاورند در خانه می نشست». اینها توصیفات مادر «شیک پوش ترین طلبه قم» از پسرش است.

کتاب سودای سکولاریسم در هفت فصل تنظیم شده است، شاید به نیت هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که نام سید محمد خاتمی را سر زبانها انداخت و وزیر ارشاد مستغفی دولت سازندگی را رییس دولت اصلاحات کرد.
اگر فصل اول کتاب را که به ارائه مباحثی تئوریک در زمینه سکولاریسم می پردازد کنار بگذاریم بقیه فصول، همگی به دوره هایی از زندگی سید محمد خاتمی اختصاص دارد. فصل اول عنوان «سکولاریسم اسلامی: نظریه توحید و شرک در سیاست» را به خود می بیند و با مرور تاریخچه سکولاریسم در غرب، به ارائه بحثی درباره سکولاریسم اسلامی می رسد.

نویسنده در فصل دوم بررسی زندگی و کارنامه سید محمد خاتمی را آغاز کرده و در این فصل که «فرزند آیت الله» نام دارد زندگی او را از بدو تولد تا دوره ریاست بر مرکز اسلامی هامبورگ مرور میکند. در بخشی از این فصل که «طلبه یا شاگرد جان لاک» نام دارد، می توان ایجاد اولین زمینه ها برای رسوخ تفکر لیبرالی و غربی در ذهن و اندیشه خاتمی را مورد مطالعه قرار داد. آنجا که او در کنار طلبگی به تحصیل فلسفه غرب در دانشگاه اصفهان می پردازد و روحیه لطیف و شاعرانه اش این مرام و مسلک را می پسندد. مرور حضور اجمالی خاتمی در جمع مبارزین قبل از انقلاب نیز از دیگر بخشهای این فصل است.

فصل سوم «از کیهان تا کیان» نام دارد. نویسنده در ابتدای این فصل به تحلیل چرایی تعلل خاتمی در برگشت به کشور پس از پیروزی انقلاب پرداخته و این امر را ناشی از تردید او در به ثمر نشستن انقلاب و ناکام نماندن آن می داند.
این فصل زندگی خاتمی تا دوره وزارت ارشاد او را در بر می گیرد و بررسی حلقه کیان و تفکرات خاتمی و دیگر اعضای آن از مطالب مهم این فصل است.

اما فصل چهارم «آقای رییس جمهور» را از پایان سال 76 تا پایان دوره ریاست جمهوری روایت میکند. این فصل با «قهر با رهبری، رفاقت با هاشمی» آغاز می شود و بعد با بررسی فضای سیاسی آن سالها  از این می گوید که «خاتمی چگونه کاندیدا شد؟».

نویسنده در این فصل فعالیت های دولت اصلاحات و «اهم رویدادهای سیاسی دوران اصلاحات» را بررسی میکند و در تمام این موارد به موضع گیری و نقش رییس جمهور وقت نگاه ویژه ای دارد.

فصل چهارم با جواب دادن به این پرسش پایان می یابد که «چرا سکولارها ناکام ماندند؟».

فصل پنج وقتی شروع می شود که دوران ریاست جمهوری خاتمی رو به پایان است؛ او «بنیاد باران» را تاسیس کرده و «اسلام میانه» را در پیش گرفته است. نویسنده در اینجا توضیح کوتاهی درباره انقلاب رنگی ارائه میکند و بعد به انتخابات دهم می رسد. مرور فعالیتهای خاتمی قبل، حین و بعد از برگزاری انتخابات 88 در این فصل انجام شده و نویسنده در انتها از «تقلا برای بازگشت» می گوید.

حالا که نویسنده دوسیه خاتمی را رو کرده، وقت آن است که برخی اقدامات شاذ او در فصل «حرف ها و عکس ها» بررسی شود. فصل ششم با بررسی «حضور خاتمی در نشست بیلدربرگ» آغاز می شود؛ محفلی مشکوک که آن را دولت پنهان جهان می دانند. «دیدار با جرج سوروس و معامله بزرگ» نام بخش دیگر این فصل است. «مصافحه با زنان ایتالیایی»، «مصافحه با راسموسن» و «نامه محرمانه به رهبری» از دیگر بخشهای این فصل است؛ فصلی که با بخش «طرح ترور خاتمی» پایان می یابد.

نویسنده در فصل هفتم در صفحاتی نه چندان زیاد به «آسیب شناسی» می پردازد و اینگونه می نویسد: «در آسیب شناسی موضوع تحقیق حاضر بی تردید اساسی ترین پرسشی که به ذهن متبادر می شود آن است که، به چه دلیل شخصیتی چون سید محمد خاتمی فرصت و امکان این را می یابد که ظرفیت و توان بحران سازی علیه سیستم را در خود انباشت کند؟».

بخش عکس ها و ضمائم کتاب نیز که در پایان آمده است نسبتا جذاب و قابل اعتنا است.

نکته ای که خواندن این کتاب را می تواند جذاب کند، ارائه کدها و شاهد مثال هایی است که نویسنده از نشریات و کتابهای مختلف آورده و تحلیلهایش را با آنها مستند کرده است.

«سودای سکولاریسم» که عنوان «رمزگشایی از زندگی و کارنامه سید محمد خاتمی» را بر روی جلد خود می بیند کاری است از «سید یاسر جبرائیلی» و توسط خبرگزاری فارس در 464 صفحه و با قیمت 9800 تومان منتشر شده است.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 2:49  توسط سرباز | 

'متاسفانه وی آن دوران را فراموش کرده است'؛

هاشمی رفسنجانی؛ از بستن روزنامه‌ها تا حمایت از فضای انتقاد

 
 
 
هاشمی رفسنجانی؛ از بستن روزنامه‌ها تا حمایت از فضای انتقاد
 
 
دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی چندان دور و از یاد رفته نیست که نتوان به راحتی از واقعیت های آن دوران سخن گفت. بسیاری از میانسالان و حتی جوانان سیاست های دولت ایشان را از اعماق وجود درک کرده اند!

سرویس سیاسی جهان نیوز - دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی چندان دور و از یاد رفته نیست که نتوان به راحتی از واقعیت های آن دوران سخن گفت. بسیاری از میانسالان و حتی جوانان سیاست های دولت ایشان را از اعماق وجود درک کرده اند!

اما روایت هایی که آقای هاشمی رفسنجانی در سال های اخیر از رویکرد دولتش و باورهای خود بیان می کند، برای بسیاری از ناظران سیاسی سخت باور و غربیه است؛ گویی این سخنان دورانی دیگر را روایت می کند نه آنچه در هشت سال سازندگی گذشت.

در همین راستا، رئیس مجمع تشخیص روز چهارشنبه در دیدار جمعی از دبیران سازمان‌های غیردولتی و جوانان فعال سازمان‌های مردم نهاد کشور، انتقادات صریح و البته در چارچوب قانون را برخاسته از طبیعت دوران جوانی خواند و با اشاره به الزام وجود این صراحت برای هوشیار ساختن مسئولین تصریح کرد: اگر به مردم و جوانان میدان و فضا برای انتقاد سالم و فعالیت داده نشود، این انتقادات خاموش نخواهد شد و چه بسا به محفل‌های خانگی و زیرزمینی کشیده شود.

آقای هاشمی رفسنجانی فروردین ماه امسال هم در دیداری که با مسئولان فصلنامه مطالعات بین‌المللی داشت، ادعا کرد که "اصلاً هیچ موردی تا به حال مخصوصاً آن دوره‌ای که رئیس جمهور بودم، موافق با زندانی سیاسی کردن هیچ کس نبودم. ما زندان را می‌شناختیم که چیست. بستن روزنامه برای من اصلاً یک تابو بود. مگر اینکه از دست من خارج بود".

این ادعاها در حالی بیان شده است که مرور نگاه و رفتار مسئولان دولت سازندگی به "نقد و انتقاد"، حاکی از موضوعاتی دیگر و واقعیت های تلخی است.

تمجید از نحوه تعامل دولت سازندگی با رسانه‌ها

رئیس مجمع تشخیص در آستانه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در سال 83 نیز با خبرگزاری ایسنا مصاحبه کرد و ضمن تمجید از خدمات خود و دولتش، پیرامون نحوه تعامل دولت سازندگی با رسانه‌ها گفت که "ما مشکل عمده‌ای با رسانه‌ها نداشتیم. انتقادات را تحمل می‌کردیم و گاهی جواب می‌دادیم. البته رسانه‌ها هم خیلی ماجراجویی نمی‌کردند. شما باید خوب بدانید چند روزنامه‌ای که در زمان من شکل گرفتند، مادر جنبش رسانه‌ای شدند ... چندین مجله در زمان دولت من شکل گرفتند و این ناشی از فضای آزادی بود که دولت ایجاد کرده بود و هیچ وقت از طرف من به آنها تعرض نمی‌شد."

متاسفانه به نظر می‌رسد هاشمی دچار فراموشی شده‌ است

گذشت ساعاتی از انتشار این مصاحبه کافی بود تا شورای سردبیری روزنامه "جهان اسلام"، یکی از دو روزنامه منتقد در دولت هاشمی، دست به کار شوند و سخنان او را تکذیب و از آن ابراز تاسف کنند.

جهان اسلام که فعالیت خود را از سال 1369 به مدیر مسئولی هادی خامنه‌ای و به عنوان یک روزنامه منتقد دولت سازندگی آغاز کرده بود، پس از حدود چهار سال و با دستور مقامات دولت هاشمی، عمر کوتاهش به پایان رسید.

شاید به همین دلیل بود که شورای سردبیری روزنامه "جهان اسلام" مصاحبه هاشمی با ایسنا را این گونه جواب داد: "متاسفانه به نظر می‌رسد ایشان دچار فراموشی شده‌اند زیرا حقایق و واقعیت آنچه که در دو دولت ایشان بر رسانه‌ها و مطبوعات گذشته غیر از آن چیزی است که در این مصاحبه شرح گردیده است ... طی آن سال‌ها که ممانعت از فعالیت سیاسی دانشجویان و دور ساختن دانشگاه‌ها از هرگونه جنب و جوش سیاسی به دغدغه برخی افراد و جریانات سیاسی مبدیل شده بود، روزنامه «جهان اسلام» به تنها تریبون جنبش دانشجویی تبدیل گردید."

اما آنچنان که مسئولان این روزنامه از سرگذشت خود نقل کردند، سال 73 و با تصمیم دولت از فعالیت رسانه ای بازماندند.

مفهوم این موضوع را البته، شاید بتوان در جملات پایانی اعتراض شورای سردبیری روزنامه جهان اسلام فهمید: "تاسف زمانی مضاعف می‌گردید که بسیاری از رسانه‌ها بر اثر فضای سنگینی که حاکم بود حاضر نمی‌شدند مراتب اعتراض و انتقاد دست‌اندرکاران روزنامه جهان اسلام را حتی به شکل خبری منعکس سازند."

قطع کمک روزنامه های منتقد

همچنین سعدالله زارعی، کارشناس مسائل سیاسی و عضو شورای سردبیری کیهان در این باره، با یادآوری انتقاد هاشمی نسبت به رویه روزنامه کیهان در زمان دولت پنجم و ششم، تصریح کرد: هاشمی نسبت به انتقادات روزنامه کیهان علیه دولتش آزرده خاطر بود و از این رو کمک‌های دولت به روزنامه‌هایی که علیه آنها انتقاداتی را مطرح می‌کردند قطع و نشریه‌های دانشجویی منتقد هاشمی نیز تحت فشار قرار گرفتند.

زندانی کردن منتقدان

دیدگاه سخت گیرانه آقای هاشمی در زمان ریاست جمهوری‌اش که درست نقطه مقابل سخنان امروزش بود، بر حوزه سیاست هم سایه افکنده بود.

برخی از عناصر گروهک موسوم به ملی مذهبی در سال 69 نامه‌ای به رئیس دولت پنجم نوشتند و به اکبر هاشمی‌رفسنجانی اعتراض کردند. بعد از این نامه بود که برخی از نویسندگان آن از جمله عزت‌الله سحابی بازداشت و روانه زندان شد.
 
سحابی درباره علت بازداشت خود توسط هاشمی رفسنجانی می‌گوید: ‌"‌بعد از دستگیری‌ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می‌شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت‌الله سحابی را گرفتید؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود: رویش زیاد شده بود،‌می خواستیم رویش را کم کنیم."
 
همچنین در برخی رسانه‌ها عنوان شده است، عباس عبدی از اعضای مرکزیت حزب منحله مشارکت در سال 1373 زمانی که سردبیر روزنامه سلام بوده، در پی انتقاد از اکبر هاشمی‌رفسنجانی ‌۱۱ ماه را در زندان سپری کرد.

با توجه به این واقعیت ها، روشن نیست منظور آقای هاشمی از فضا دادن به مردم و جوانان برای انتقاد و فعالیت، پیگیری همان رویکرد وی در دولت سازندگی است یا اینکه سخنان وی از جنس خطبه های جنجالی‌اش در تیرماه سال 88 است که فتنه گران را به وجود آورد؟!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 2:46  توسط سرباز | 

عزم آقازاده سرشناس برای بازگشت؛

دستگاه قضا به فکر دادگاه قاطع جدیدی باشد

ظاهرا ماموریت کاری! "مهدی هاشمی رفسنجانی" در سرکشی به واحد‌های دانشگاه آزاد در خارج از کشور و لندن‌نشینی 2/5 ساله وی رو به پایان است و گفته می شود او آماده بازجویی و حضور در دادگاه است تا پاسخگوی اتهامات متعدد خود از جمله فتنه 88، استات اویل، اختلاس از سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت و ... باشد.
 
 
دستگاه قضا به فکر دادگاه قاطع جدیدی باشد

سرویس سیاسی جهان‌نیوز ـ جابر سعادتی صدر: مهدی هاشمی فرزند چهارم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی است که در اوج فتنه و اغتشات 88 و در حالی که اتهامات بسیاری متوجه وی بود و سخنان مختلفی در خصوص نقش محوری او در ایجاد و مدیریت فتنه وجود داشت، کشور را به مقصد انگلس ترک کرد.

گذشته از نقشی که مهدی هاشمی در جریان انتخابات سال 84 در میدان رقابت پدر خود با احمدی‌نژاد داشت و بعد‌ها از آن به عنوان تجربه ماندگار خود در صیانت از آراء یاد کرد، شاید بتوان نقطه ورود مهدی هاشمی به جریان انتخابات سال 88 و حوادث پس از آن را در ملحق شدن وی به کمیته انتخاباتی میرحسین موسوی و تشکیل کمیته صیانت از آرا دانست.

اما با اعلام نتایج قطعی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و ناکامی میرحسین موسوی، اغتشاشات و اجرای طرح کودتای مخملی با رمز "تقلب" در قالب آنچه مقام معظم رهبری عنوان "فتنه" را بر آن نهاد، کلید خورد و از این مقطع به بعد بود که نقش پررنگ مهدی هاشمی در صحنه‌گردانی این حوادث آغاز شد.

اما با آغاز دادگاه برخی از متهمان فتنه 88 و اعترافات صریح این متهمان در خصوص نقش کلیدی مهدی هاشمی در صحنه‌گردانی و مدیریت اغتشاشات و در حالی که برخی منابع از احتمال دستگیری وی برای بررسی اتهاماتش در دادگاه خبر می‌دادند، مهدی هاشمی در شهریور ماه 88 کشور را به مقصد انگلیس ترک کرد و البته پس از چند روز، این سفر یک ماموریت کاری از سوی دانشگاه آزاد برای سرکشی از واحد‌های این دانشگاه در خارج از کشور اعلام شد؛
ماموریتی که برای بابت آن دانشگاه آزاد حقوق ماهیانه به مبلغ ۳۲۰۰ پوند همراه با ۴ میلیون تومان نیز تعیین و پرداخت می‌‌کرد.

اما به دلیل وجود اسناد و مدارک متعدد در خصوص فتنه 88، کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی نیز بررسی این پرونده را در دستور کار خود قرار داد و پس از فراز و فرود‌های بسیار، سرانجام گزارش این کمیسیون درخصوص انتخابات، فتنه 88 و نقش مهدی هاشمی در آن حوادث در دی ماه 90 در صحن علنی مجلس قرائت شد.

در گزارش رسمی مجلس شورای اسلامی بر نقش کلیدی مهدی هاشمی در وقایع پیش و پس از فتنه 88 تاکید شده است. در بخشی از این گزارش با اشاره به نقش وی در انتقال اخبار و اطلاعات از خارج به ایران آمده است:
"یافته‌های اطلاعاتی مفصلی وجود دارد که نشان می‌دهد مجموعه نظرسنجی‌های ارائه شده به موسوی از جانب مهدی هاشمی جعلی و با هدف آماده کردن ذهن وی برای طرح بحث تقلب بوده است."

اما با خروج مهدی هاشمی از کشور به مقصد انگلیس که البته بسیاری از ناظران سیاسی از آن به عنوان "فرار" وی از حضور در دادگاه و پاسخ‌گویی به اتهامات یاد می‌کنند، بر دامنه ابهامات و سؤالات درخصوص وی افزوده شد به گونه‌ای که دفتر هيأت امناي دانشگاه آزاد برای کاستن از فشار افکار عمومی و مطالبه اقشار مختلف مردم برای محاکمه مهدی هاشمی و تنها چند روز پس از خروج وی از کشور با صدور اطلاعیه‌ای مدعی شد: "پيرو انتشار خبر سفر آقاي مهدي هاشمي در برخي سايت‌ها و خبرگزاري‌ها، جهت روشنگري به اطلاع مي‌رساند كه مهدي هاشمي، رئيس دفتر هيأت امناي دانشگاه آزاد جهت بازديد و رسيدگي دفاتر و شعبات دانشگاه آزاد اسلامي در خارج از كشور، چندين روز قبل از دادگاه مورخه سوم شهريور ۸۸ به خارج از كشور عزيمت نمودند و قطعاً بعد از اتمام مأموريت سازماني خويش جهت پاسخگويي به مطالب كذب مطرح شده در دادگاه به كشور بازخواهد گشت."

اما از سوی دیگر با پیشرفت روند رسیدگی به اتهامات برخی از متهمان فتنه 88 در جلسات دادگاه و با اعترافات صریح افرادی نظیر حمزه كرمي؛ مدير سايت جمهوريت و از مدیران دولت آقای هاشمی، نقش مهدی هاشمی بیش از پیش آشکار می‌شد.

از سوی دیگر، برخلاف ادعای دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد مبنی بر بازگشت سریع وی با پایان یافتن ماموریت کاری، مهدی هاشمی همچنان و با گذشت 2 سال و نیم هنوز به کشور بازنگشته و در عین حال طولانی شدن اقامت وی در لندن و دیدار‌های متعدد وی با چهره‌های مسئله‌دار و معارض بر حساسیت افکار عمومی نسبت به این پرونده افزوده و باعث ایجاد یک مطالبه عمومی گسترده برای محاکمه وی شده است.

اما نکته قابل تامل در خصوص خروج مهدی هاشمی و اقامت وی در لندن، مواضع تامل برانگیز آقای هاشمی رفسنجانی درباره فرزندش بوده که با وجود مطالبه جدی مردم برای بازگرداندن مهدی هاشمی و رسیدگی به اتهامات وی، طی دیداری با جمعی از دانشجویان و در پاسخ به سؤالات و مطالبات آنها در این باره اعلام کرد: "مهدي خيالش راحت است؛ دائما مي‌خواهد بيايد ولي من به او مي‌گويم نيايد و كارهايش را انجام دهد."

همچنین آقای هاشمی درباره نقش فرزندش در انتخابات و فتنه‌های پس از آن مدعی شد: "من مطمئنم كه مهدي در اين انتخابات هيچ دخالتي نداشت و در هيچ يك از اغتشاشات و در هيچ نقطه‌اي نبوده است؛ او فقط تنها دخالتي كه كرده بود اين بود كه تجربه خودشان را در كميته صيانت از آرايي كه در مجلس خبرگان خوب جواب داده بود به ديگران انتقال داد وگرنه مهدي ما پول ندارد كه به بقيه بدهد."

هاشمی در همین دیدار و در موضعی ابهام‌انگیز می‌گوید: "وزارت اطلاعات اعلام كرده است 2 سال روي پرونده مهدي كار كرده است و وزارت نفت هم گفته مهدي ما مبرا است؛ در آن ماجرا (استات اویل) ... ماجرا اين بود كه در داخل استات اويل چند نفر بازي در آورده بودند و بين خودشان پول‌هايي را رد و بدل كرده بودند و همه را به گردن مهدي انداخته بودند در حالي كه پشت اين قضيه اسرائيل بود و مي‌خواست ما را خراب كند."

اما این ادعای آقای هاشمی درباره بی‌گناهی فرزندش در پرونده استات اویل و سایر موارد نه تنها هیچ‌گاه از سوی وزارت اطلاعات مورد تایید قرار نگرفت بلکه وزارت اطلاعات با برپایی نمایشگاهی محرمانه برای مسئولان به ارائه برخی از اسناد متقن موجود درخصوص نقش مهدی هاشمی در فتنه 88 و ماجراهایی مانند پرونده‌های نفتی وی از جمله استات اویل پرداخت که
البته هیچ‌گاه هاشمی رفسنجانی به این اسناد اشاره و توجهی نکرد و حتی حاضر به بازدید از این نمایشگاه نیز نشد.

البته اگر اظهارات سيدمحمود عليزاده ‌طباطبايي؛ وکيل خانواده هاشمي ‌رفسنجاني مبنی بر اینکه 
"مهدي هاشمی گفته است اطلاعاتش را به هيچ کس جز شخص آقاي هاشمي نداده است" را نیز درنظر بگیریم، حقایق تلخی در مورد سخنان آقای هاشمی مبنی بر بی‌گناهی فرزندش آشکار خواهد شد.

همچنین غیر از این اتهامات، مهدی هاشمی متهم به انجام تخلفات گسترده دیگری شده است از جمله: پولشویی و اختلاس در سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت، عقد قرارداد‌های صوری دانشگاه آزاد با برخی چهره‌های سیاسی در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری، ارتباط با سفارتخانه‌های انگلیس و عربستان، اختلاس از شرکت مهندسی ساخت تاسیسات دریایی، پرونده استات اویل و ... .

و اما امروز و پس از گذشت 2 سال از خروج مهدی هاشمی از کشور و لندن‌نشینی پرحاشیه وی،
زمزمه‌هایی مبنی بر توافق برای بازگرداندن و احتمال محاکمه وی به گوش می‌رسد؛ انتظار افکار عمومی از مسئولان دستگاه قضا این است که دادگاه قاطع و مستقلی همچون دادگاه فساد بزرگ بانکی برای رسیدگی به اتهامات این آقازاده سرشناس تشکیل دهد که در برابر هرگونه اعمال فشاری مقاوم باشد.

خواسته ناظران سیاسی این است که قانون و عدالت اسلامی در محکمه‌ای برآمده از اراده ملت رنج‌دیده و البته استوار و راست‌قامت، در حق مهدی هاشمی اجرا شود و دستگاه قضا در این پرونده هم همانند دادگاه در حال برگزاری فساد بزرگ، اعتماد ملت را جلب و برای همه آقازادگان مختلف عبرت سازی کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:46  توسط سرباز | 
وقتی کمپین «تک رای اپوزیسیون به علی مطهری» جواب نمی دهد+عکس
کاهش33درصدی رای‌مطهری باوجودسنگ‌تمام صدای‌امریکا وبهنود!

«درست همین است که دکتر خزعلی به ساکنان تهران توصیه کرده است تا بروند و به دکترعلی مطهری رای بدهند.» این جمله را نه یکی از فعالان سیاسی و یا کار‌شناسان اجتماعی و سیاسی کشور بلکه مسعود بهنود، عضو ارشد اتاق سیاستگذاری تلویزیون دولتی انگلیس در وبلاگ شخصی خود نوشته است؛ رویکردی که نشان از تلاش وی و همراهانش برای ورود یک فرد خاص به داخل مجلس شورای اسلامی و برخلاف بر طبل تحریم کوبیدن سایر جریانات ضدانقلاب دارد.

به گزارش رجانیوز، رای پایین علی مطهری در مرحله اول انتخابات و در حالی که او گمان می کرد نه تنها خود بلکه ده نفر دیگر از کاندیداهای پرحاشیه مجلس را با عنوان مطهری و تحت لیست صدای ملت وارد مجلس خواهد کرد، نکته‌ای بود که سبب شد مطهری در فاصله زمانی تبلیغات مرحله اول و دوم انتخابات، استراتژی انتخاباتی و تبلیغاتی خود را تغییر دهد.

آنچنان که رجانیوز در تحلیل آراء مرحله اول مجلس شورای اسلامی نوشته بود، حملات متعدد علی مطهری به جریان انقلابی سبب شد تا او که در مجلس هشتم با رای بالا و در مرحله اول در جایگاه سوم به مجلس راه یافته بود، در این انتخابات با کاهش محسوس 21 درصدی آراء خود مواجه شود و جایگاهی بهتر از نهمی تهران را نتواند کسب کند تا نه در مرحله اول انتخابات که در کمال ناباوری مجبور باشد در مرحله دوم برای ورود به مجلس رقابت کند.

مطهری که در مرحله اول انتخابات به طور ویژه بر روی رای بدنه حامی فتنه حساب باز کرده بود، پس از مشاهده نتایج انتخابات مرحله اول انتخابات بود که به این تحلیل ایمان آورد که حمله و پرخاش به جریانات انقلابی در مجلس و ییرون از آن، مواضع دشمن شاد کند در قبال فتنه و کنایات و تعریضات غیرقابل قبول در باب موضوع ولایت فقیه، نه تنها بر سبد رای او نیافزوده است که موجب کاهش معنادار آراء او در شهر تهران نیز شده است.

شاید بر همین مبنا بود که مطهری تلاش کردبا تغییر استراتژی بخشی از رای از دست رفته را به سبد بازگرداند. سکوت رسانه‎ای و پرهیز از اظهارنظرات جنجالی در رسانه‌ها، دیدار با مراجع تقلید در قم و تلاش برای گرفتن تاییده در باب انقلابی گری خود و ترغیب یاران حاشیه‌سازش همچون حمیدرضا کاتوزیان برای انصراف از کاندیداتوری و به نحوی تصفیه لیست صدای ملت، همه و همه طراحی های جدید مطهری بود برای بازگرداندن آب رفته به جوی!

اما آنچنان که توبه گناهکار در هنگام قبض روح به سختی پذیرفتنی می شود،  توبه دقیقه نود مطهری هم برای بدنه جریان انقلاب موثر نیافتاد، تا اینبار نه تاییدیه مراجع تقلید و نه عکس گرفتن در قم که ویژه برنامه صدای امریکا در شب انتخابات به کمک علی مطهری بیاید و این بار این مهدی خزعلی تازه از زندان بازگشته و مسعود بهنود باشند که بر خلاف دوره اول انتخابات و تلاش برای تحریم انتخابات، اینبار نه اینکه برای تحریم انتخابات خط  و نشان نکشند که برای مطهری از شمال شهری‎های تهران رای جمع کنند. این در حالی بود که بیشترین پوسترهای تبلیغاتی که در این منطقه نیز خودنمایی می کرد پوسترهای علی مطهری بود.

مهدی خزعلی که سابقه همراهی او با جریان آشوب و برانداز و حمایت جدی او از هتک حرمت کنندگان عاشورای حسینی در سال ۸۸ و اقدامات ساختارشکنانه اش پای او را به زندان باز کرده بود، در هفته‌های اخیر و پس از آنکه حضور گسترده مردم در انتخابات مجلس نهم، خواب تحریم انتخابات در جمهوری اسلامی ایران را به کابوس تبدیل کرد، کمپینی تحت عنوان «تک رای به علی مطهری» راه‌اندازی کرد تا به گفته خودش، زمینه را برای ورود یک نماینده شجاع و آزاد به مجلس فراهم کند.

خزعلی در وبلاگ خود به نقل از جمعی از مجرمان کودتای مخملی سال ۸۸ نوشته بود: «انتخاب بین حضور فعال در میدان سیاست و مقابله با کج اندیشان و سوء استفاده گران از بیت المال از یک سو و منفعل بودن و گوشه گیری از سوی دیگر! ما نیز درکنار هم بند عزیزمان خواهان حضور فعال در صحنه اعتراض و تلاش برای احقاق حق و حاکم کردن رای و انتخاب ملت بر سرنوشت کشور عزیزمان هستیم. بیایید همه با هم درکنار دکتر خزعلی با «تک رای به دکتر علی مطهری» درمرحله دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی ادامهٔ حضورفعالمان را در صحنه مبارزه سیاسی اعلام نماییم.»

او درباره علت رای به مطهری هم نوشته است: «اینکه علی مطهری را به این دلیل انتخاب کردم که او را بسیار بسیار با صلاحیت‌تر از اعضای اقلیت مجلس می‌بینم، چرا که به گفتهٔ خودش اصولگراست، اما بیشترین حمایت را از منتقدان و معترضان کرده است؛ ضمن اینکه با این کار تمرین می‌کنم که بتوانم کسی را بپذیرم که هم عقیدهٔ من نیست ولی نه نان را به نرخ روز می‌خورد و نه از قدرتی ترس و واهمه‌ای دارد و هم عدالت را تا آنجا که می‌تواند به خوبی رعایت می‌کند.»

خزعلی که برخی شایعات درباره ارتباط او با انجمن ضاله حجتیه نیز مطرح است اما خود این مساله را رد می‌کند، حتی برای دفاع از علی مطهری، دست به طراحی و انتشار تراکت تبلیغاتی با رنگ سبز هم زده است.

رای آوری علی مطهری برای صدای امریکا رسانه وابسته به دولت امریکا آنقدر مهم بود تا این رسانه برنامه ویژه ای را در آستانه انتخابات مرحله دوم ترتیب دهد و به این واسطه برای جنبش "تک رای به علی مطهری" از میان تحریمی های انتخابات یار بتراشد.

البته حمایت و استقبال «صدای آمریکا» و گروه‌های اپوزیسیون از مواضع و شخصیت علی مطهری مسبوق به سابقه بوده، به طوری که علیرضا نوری‌زاده یکی از اشخاص بدنام در میان ضد اپوزیسیون در مراحلی که تایید صلاحیت مطهری با مشکل مواجه شده بود در سخنانی به حال مجلس بدون مطهری اظهار تأسف کرد.

سکوت فعال آقازاده شهید مطهری و تلاش دوستانش برای جذب تک رای از بدنه حامی فتنه برای او اما ظاهرا آنچنان هم که او می کرد جواب نداده است چنانکه 571 هزار رای او در مجلس هشتم در شهر تهران به  380 هزار رای در مرحله دوم انتخابات بصورت معناداری کاهش یافته است تا او خوشحال از اینکه تنها توانسته باز هم به مجلس راه یابد با خبرنگاران مصاحبه کند و از رای به تفکرش سخن بگوید و چشم بر علت اصلی کاهش 33 درصدی سبد رایش ببند که همانا حملات چهار ساله او به جریان انقلابی بوده وهست.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:38  توسط سرباز | 
جوسازی‎ جدید مهدی‌ هاشمی برای زیر سوال‌ بردن قوه‌ قضائیه
جوسازی‎ جدید مهدی‌ هاشمی برای زیر سوال‌ بردن قوه‌ قضائیه
 
مهدی هاشمی که بدلیل در جریان بودن پرونده اقداماتش در ایام فتنه، مورد پیگرد دستگاه قضایی قرار داشته و از هراس برخورد قضایی در سال های اخیر از ایران متواری بوده است، اخیراً به چند تن از عناصر جریان فتنه در خارج از کشور گفته است که پدرش با مسئولین قوه قضائیه هماهنگی‌های لازم را کرده که در صورت بازگشت وی به کشور در فرودگاه به‌طور صوری از وی تحقیق به عمل آمده و در همان فرودگاه تفهیم اتهام و با وثیقه آزاد شود.
به گزارش  جهان به نقل از رجانیوز، وی مدعی شده که بر اساس این هماهنگی‌ها در ادامه نیز اتهامات او مورد پیگیری واقعی قرار نخواهد گرفت.

این ادعاهای کذب در حالی از سوی مهدی هاشمی مطرح می‌شود که قوه قضائیه حکم جلب او را صادر کرده و این حکم در اختیار نیروهای امنیتی قرار دارد، به‌طوری که وی بلافاصله پس از ورود به کشور بازداشت خواهد شد.

همچنین، مرتبطین جرایم سیاسی و مالی وی همگی پیش از این، بازداشت و محکوم شده و اکنون در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان هستند.

بر اساس شنیده‌ها، علت اصلی تلاش مهدی هاشمی برای بازگشت به کشور این است که اخیراً از سوی چند دادگاه در خارج از کشور تحت تعقیب قرار گرفته و احتمال بازداشت وی وجود دارد.

رجانیوز ۱۰ روز پیش با انتشار خبری از احتمال بازگشت مهدی هاشمی به کشور پس از گذشت نزدیک به سه سال از آماده باش دستگاه‌های امنیتی برای بازداشت وی در بدو ورود به ایران خبر داد و به نقل از یک مقام امنیتی اظهار امیدواری کرد که بازداشت این متهم و رسیدگی به اتهامات او شاه کلید بسیاری از پرونده‌های سال‌های اخیر است.

مهدی هاشمی از شهریور ماه سال ۸۸ به‌دنبال حوادث مرتبط با جریان فتنه با پوشش سرکشی به واحدهای دانشگاه آزاد و ادامه تحصیل از کشور خارج شد و به‌رغم احضارهای قضایی برای رسیدگی به اتهاماتش حاضر به بازگشت نشد. در پی حضور نیافتن این متهم در موعد مقرر برای رسیدگی به اتهامات، قرار بازداشت وی آن‌چنان که پیش از این مقام‌های قضایی تصریح کرده‌اند، صادر شده و در بدو ورود او به کشور بازداشت خواهد شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 9:41  توسط سرباز | 
روایت منتشر نشده از کارشکنی نفوذی‌ها در سپاه تهران/
حاج همت به اکبر گنجی گفت ارزش مشت من را هم نداری!

نشریه پلاک هشت در شماره جدید خود با انتشار ماجرایی به قلم حسین بهزاد از حاج سعید قاسمی، به روایت تقابل اکبر گنجی با شهید همّت در دوره دفاع مقدس پرداخت.

به گزارش رجانیوز، سعید قاسمی مسؤول وقت واحد اطلاعات- عملیات لشکر 27 در این زمینه از عافیت طلبی‌های اکبر گنجی و طعنه‌های او به حاج همت و در مقابل واکنش غیرت‌مندانه و در عین حال، خویشتن‌دارانه حاج همت پرداخته که یادآوری این خاطره در روزهایی که انحراف این جریان عافیت‌طلب و وابسته‌گرا روشن شده، جالب است:

«عدم‌الفتح‌های پی‌درپی دو عملیات "والفجر مقدماتی" در بهمن 61 و "والفجر یک" در فروردین 62، صرف‌نظر از تمامی تلخ‌کامی‌هایی که برای فرماندهان لشکرهای سپاه و ارتش برجای نهاد، موجب شد در عقبه سازمانی لشکر 27 محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم یعنی سپاه منطقه 10 تهران، جبهه جدیدی از سوی شماری کار به دستان ذی‌نفوذ وقت،‌ علیه [شهید] همت گشوده شود؛ یعنی افراد همان جریانی که همت همواره از آنها با عنوان "خط سوم" و "خوارج جدید" یاد می‌کرد.

در رابطه با این واقعیت مسکوت مانده، روایتی مستدل و مستند در این مورد، به نقل از سعید قاسمی مسؤول وقت واحد اطلاعات- عملیات لشکر 27، بسنده می کنیم:

...من قبل از شروع عملیات "والفجر یک" در جریان شناسایی منطقه فکه شمالی، از ناحیه گلو به شدت مجروح شدم به طوری که بعدها فهمیدم، به دستور همت، مرا در حالت اغماء به پشت جبهه برای مداوا تخلیه کردند.

علی‌ای‌ِحال، بعد از مرخصی از بیمارستان نمازی شیراز، به تهران آمدم و بعد از حدود یک ماه دوری، دوباره همت را دیدم. به من گفت "سعید، فردا صبح بیا تا برویم سپاه منطقه 10" گفتم "چشم حاج‌آقا".

روز بعد، حوالی ساعت 10 صبح، با همت رفتیم به تشکیلات منطقه 10 در خیابان پاستور. آنجا حاجی با دو، سه نفر از مسئولان واحد عملیات منطقه 10، جلسه کوتاهی داشت، بعد که از اتاق عملیات خارج شدیم، توی کریدور، همت گفت «سعید، تو برو توی ماشین، من سری به [...] می‌زنم و می‌آیم که برویم».

من از حاجی جدا شدم و رفتم سمت راه‌پله‌ها. هنوز چند پله پایین نرفته بودم، که متوجه قیل و قالی در کریدور شدم. از نو، از پله‌ها بالا آمدم، دیدم وسط کریدور، چهار پنج نفر ملبس به لباس فرم سپاه، راه همت را سد کرده‌اند و جلودارشان کسی نیست جز اکبر گنجی که خوش‌نشین ازلی ابدی سپاه تهران بود و خودش را از آمدن به جبهه، معذور معرفی می‌کرد و بعدها هم از سپاه اخراجش کردند.

القصه، برادر گنجی صدایش را انداخته بود پس کله‌اش و با قیافه‌ای مفتّش‌مآب، به همت نگاه می‌کرد و می‌گفت "خوب واسه متوسلیان آبرو خریدی!... ما خیال می‌کردیم فقط احمد متوسلیان این هنر رو داشت که بچه‌های تهران رو ببره کنار جاده اهواز- خرمشهر، اونا رو صدتا، صدتا، به کشتن بده!... حالا می‌بینیم نه بابا؛ اوستاتر از اونم هست؛ خوب بچه‌های تهرون رو بردی و هزار هزار، کانال فکه رو با جنازه‌هاشون پُر کردی؛ حاج همت!".

این "حاج همت" را هم، به صورت کش‌دار و با لحنی مسخره، به زبان آورد. من از این همه وقاحت برادرها، خصوصاً سردسته‌شان برادر گنجی ـ که بین بچه‌های منطقه 10 به "اکبر قمپوز" و "اکبر پونز" هم معروف بود ـ خشکم زده بود.

یک نگاه که به همت انداختم، دیدم صورت سبزه‌اش از غضب مثل لبو سرخ شده و در سکوت با آن نگاه تیز خودش، زُل زده به اکبر گنجی. آمدم قدم از قدم بردارم و به سمت حاجی بروم که... کار خودش را کرد!

با دست راست، چنگ زد یقه اکبر قمپوز را گرفت و به یک ضرب، او را مثل اعلامیه، کوبید لای سه کنج دیوار کریدور و مشت چپ‌اش را برد عقب و فرستاد طرف فک و فیکِ او. گفتم چانه‌اش له شد. دیدم مشت گره شده حاجی، به فاصله چند سانتی صورت گنجی، توی هوا متوقف مانده و طرف، از خوفِ خوردن این مشت، کم مانده خودش را خیس کند.

رفتم جلو. حاجی در همان وضعیت معلق، گنجی را توی سه کنج دیوار، نگه داشته بود. با احتیاط گفتم «حاج‌آقا، تو رو خدا ولش کن، غلطی کرد، شما بی‌خیال شو، بیا بریم از اینجا».

همت برای چند ثانیه، هیچ واکنشی به التماس درخواست‌های من نشان نداد. فقط همان‌طور بُراق، زُل زده بود به گنجی. دست آخر، در حالی که از غیظ، دندان‌هایش به هم سائیده می‌شد، به او گفت «آخه چی بهت بگم بچه مُزلِّف؟ خدا وکیلی، ارزش خوردن این مشت منم، نداری!». بعد، خیلی آرام یقه او را ول کرد و برگشت طرفم و گفت‌ «خیلی خب سعید، حالا بیا بریم!».

این واقعه سوای من، چهار پنج شاهد عینی دیگر هم دارد که همگی زنده‌اند و اگر لازم شد، اسم و آدرس‌شان را به شما می‌دهم تا بروید و درباره کم و کیف آن از آنها پرس‌وجو کنید.»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 10:24  توسط سرباز | 
پخش بیانات رهبرانقلاب در مجلس در واکنش به ادعاهای چهره مطرح
چهارشنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۳۷
 
در پی انتشار اظهارات یکی از مسئولان کشور درباره امکان عدم ممنوعیت رابطه با آمریکا، برخی نمایندگان در صحن علنی مجلس شورای اسلامی برگه‌هایی حاوی فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص عدم هر گونه مذاکره با آمریکا پخش کردند.

به گزارش جهان به نقل از مهر، در حاشیه صحن علنی امروز مجلس شورای اسلامی برخی نمایندگان در حال پخش برگه‌هایی حاوی فرمایشات مقام معظم رهبری در رابطه با عدم مذاکره با آمریکا هستند.

پس از انتشار سخنانی به نقل ازیکی از مسئولان کشور مبنی بر تاکید وی بر مذاکره با آمریکا در زمان امام راحل ، برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی با تاکید بر فرمایشات مقام معظم رهبری هرگونه مذاکره با آمریکا را در شرایط فعلی غیر قابل قبول خواندند.

براساس این گزارش در برگه‌هایی که از سوی نمایندگان پخش می‌شود از قول مقام معظم رهبری آمده است: کسانی که دم از مذاکره با آمریکا می‌زنند یا از الفبای سیاسی چیزی نمی‌دانند و یا الفبای غیرت را خوب ننوشته‌اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 10:4  توسط سرباز | 
اتحاديه انجمن‌هاي مستقل دانشجويان در نامه‌اي عنوان كرد/
اعتراض به اظهارات هاشمي درباره رابطه با امريكا، مصر، ميكونوس و...

اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل در نامه‌اي خطاب به آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني از اظهارات او در مورد دفاع مقدس، رابطه با امريكا و مصر، روابط ايران با عربستان، حادثه رستوران ميكونوس انتقاد كرد.

به گزارش رجانيوز، اين نامه در حالي خطاب به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام منتشر شده است كه روز گذشته مصاحبه‌اي از آقاي هاشمي بر روي خروجي رسانه‌ها قرار گرفت كه وي در اين مصاحبه اظهارات بعضاً بي‌سابقه‌اي در مورد رابطه با امريكا و مصر و حادثه ميكونوس عنوان كرده بود.

هاشمي در اين مصاحبه از ضرورت رابطه با امريكا سخن گفته بود و اينكه بايد در دوره امام تكليف رابطه با امريكا و مصر مشخص مي‌شود و وي نيز اين مسئله را در يك نامه دست‌نويس در اواخر حيات مبارك امام به ايشان عنوان كرده است.

هاشمي همچنين به‌عنوان اولين بار در سطح يك مقام ارشد كشورمان، به‌نحوي ادعاي غربي‌ها مبني بر دست داشتن عواملي از ايران در ماجراي رستوران ميكونوس را كه منجر به فضاسازي‌هاي گسترده رسانه‌اي و سياسي عليه ايران شد، تأييد كرده كه اين بخش از اظهارات او با استقبال گسترده رسانه‌هاي بيگانه مواجه شده است.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام كه روابط خوبي با خاندان ملك عبدالله و سران سعودي از گذشته دارد، در بخش ديگري از اظهاراتش در مورد رابطه ايران و عربستان نيز بدون اينكه اشاره‌اي به آلت دست بودن عربستان براي امريكا داشته باشد، فاصله گرفتن رژيم سعودي از جمهوري اسلامي را ناشي از سياست‌هاي نادرست خارجي كشور عنوان كرده است.

در نامه اتحاديه انجمن‌هاي مستقل دانشجويان سراسر كشور خطاب به هاشمي تصريح شده است:

«به نظر می رسد این روزها که برخی ها اصرار دارند افرادی را منتسب به "نخست وزیر امام"، "رئیس مجلس دوران امام" و... کنند بیش از پیش این فراز از وصیت نامه سیاسی الهی امام روح اللَّه الموسوی الخمینى باید مورد تاکید قرار بگیرد که فرمودند: "من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسى و اسلام‏نمایى بعضى افراد ذکرى از آنان کرده و تمجیدى نموده‏ام، که بعد فهمیدم از دغل‌بازى آنان اغفال شده‏ام. آن تمجیدها در حالى بود که خود را به جمهورى اسلامى متعهد و وفادار مى ‏نمایاندند، و نباید از آن مسائل سوء استفاده شود. و میزان در هر کس حال فعلى او است."

قصد مطول کردن این وجیزه نیست اما آقای هاشمی مصاحبه شما با یکی از نشریات ما را بر آن داشت تا برخی نکات یادآوری شود.

متاسفانه شما همواره شکست های‌تان را با مباحث مملکتی خلط می کنید و چه توصیفی مناسب تر از این که تنها به دنبال رضایت خود هستید. شکست در انتخابات 84 عاملی بود تا شما پس از آن با فشارها و سخنان‌تان درصدد برخورد قهری و چرکین با رأی مردم برآیید.

از خطبه های نماز جمعه که نباید به تریبون شخصی استفاده شود در راه درد و دل های خود برآمدید و با سخنان ناپخته خود چون "هوشیاری عمومی در قبال انحرافات احتمالی در انتخابات و این که بعضی‌ها درصدد مخدوش کردن اراده مردم هستند و ارایه آمار غلط و فریب افکار عمومی که اطلاع‌رسانی نیست" و سخنان‌تان در همین انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه "ان‌شاء الله نتیجه انتخابات همانی که مردم می‌خواهند و رأیی که مردم به صندوق می اندازند، باشد" نشان دادید حاضر هستید آبروی هزاران هزار ناظر مردمی انتخابات را زیر سئوال ببرید.»

در اين نامه با يادآوري اين بخش از اظهارات هاشمي كه "وقایع دفاع مقدس ثابت کرد که نمی‌توان صرفاً با شعار، کار کرد. بلکه باید همراه عمل‌گرایی وارد سیاست شد"، خاطرنشان شده است: «جنگ هشت ساله ملت ایران با هیچ منطق سیاسی تحلیل نمی شود، جز اینکه آرمان گرایی یاران واقعی امام جنگ را پیش برده است. بد نیست به‌یاد آوریم این جمله از امام خمینی که فرمود: ما تابع امر خداییم، به همین دلیل طالب شهادتیم و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگی غیر خدا نمی رویم... ما اگر کشته هم بشویم در راه حق کشته شدیم و پیروزی است و اگر بکشیم هم در راه حق است و پیروزی است."

آقای هاشمی آیا این جمله را هم شعار زدگی می دانید که امام فرمود: «ما انقلاب‌مان را به تمام جهان صادر می کنیم. چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ «لااله الا الله و محمد رسول الله» بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبرین هست، ما هستیم.»

در بخش ديگري از اين بيانيه در مورد اظهارات هاشمي رفسنجاني پيرامون رابطه با امريكا يادآوري شده است:

«اینکه شما گفته‌اید در رابطه با آمریکا باید "مشترکات را بگیریم" درست تر آن بود که در استناد به آیات قرآن کل آیه 64 سوره آل عمران را بیان می کردید که "إِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ" (اگر آنها سر تابند و روى‏گردان شوند بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم و تسلیم حق هستیم و شما نیستید)

بنابراین همان‌طوری که در تفسیر این آیه آمده است: دورى از حق در روح ما کمترین اثرى نمى‏گذارد و ما همچون به راه خود یعنى راه اسلام ادامه خواهیم داد تنها خدا را مى‏پرستیم و تنها قوانین او را به رسمیت مى‏شناسیم و بشرپرستى به هر شکل و صورت در میان ما نخواهد بود.

آقای هاشمی شما که "مشترکات" را علت کافی برای رابطه ایران و آمریکا می دانید، لطفا چند موردی از مشترکات نظام جمهوری اسلامی ایران با نظام استکباری آمریکا چند موردی را نام ببرید که کدام وجه از این دو نظام با هم مشترک است؟!

شما گفته اید که "اسلامی را که به آن معتقدم اسلام دگم نیست" که اگر این طور است بر چه اساسی برای انجام فریضه حج مجلس را تعطیل کردید چه اینکه نظر صریح امام چیز دیگری بود؟!

شما گفته اید که "در سال‌های آخر حیات امام(ره)" معتقد بوده اید که عدم رابطه با آمریکا "قابل تداوم نیست"(!) این غرق در توهم قدرت‌مندی آمریکا اگر نباشد (که هست) رویکرد منفعلانه جنابعالی در مواجه با نظام های استکباری را روشن می سازد با این حال بد نیست این روزها به وضعیت اسفناک آمریکا قدری بنگرید که چگونه صدای اضمحلالش گوش فلک را کر کرده است.

آقای هاشمی برای ما جای سوال است که چرا جناب‌تان اصرار دارد که بر "نامه های تایپ نشده به امام" یا پیش از این "خواب دیدن امام" تاکید کند؟! به نظر این گونه تعابیر جفا در حق امام بزرگوارمان نیست؟!»

اين نامه همچنين در مورد بخش ديگري از اظهارات هاشمي درباره روابط ايران و عربستان خاطرنشان كرده است:

«آقای هاشمی شما گفته اید که "اگر عربستان با ما روابط خوبی داشت، مگر غربی‌ها می‌توانستند ما را تحریم کنند؟ فقط عربستان می‌تواند جای ایران پر کند." بد نیست بدانید این ادعای شما همان ادعایی است که روزهای تحریم نفتی ایران سایت های ضد انقلاب بر آن تاکید می کردند و کار به جایی رسید که حتی آمریکا نیز تحریم نفتی 11 کشور را لغو کرد.»

اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل در مورد بخش ديگري از مصاحبه هاشمي كه تأييد دست داشتن عواملي از ايران در حادثه ميكونوس بود، افزوده است:

«شما گفته اید که ماجرای میکونوس توسط "آدم‌های خودسر و افراطی" بوده است اما به نظرتان بازگشت حقیرانه سفرای خارجی خود دلیلی بر اثبات مظلومیت جمهوری اسلامی ایران نیست که شما بار دیگر نظام را متوجه آن اتهام ساخته اید؟!»

اين بيانيه در مورد اظهارات هاشمي پيرامون رابطه با مصر نيز تأكيد مي‌كند:

«آقای هاشمی شما گفته اید که "می‌خواستم با مصر رابطه برقرار کنیم که نتوانستیم. می‌خواستم با آمریکا با شروطی که گذاشته بودم، مذاکره را شروع کنم که نتوانستم" اما نگفته اید که مذاکره با مصر نامبارک و آمریکایی که شما آرزویش را داشته اید، چه توجیهی داشته است؟!

آقای هاشمی شما گفته اید "آمریکا قدرت برتر دنیا است؛ روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟" پس "اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟" اما بد نیست که به فرموده امام بدانید که "ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم. هر یک از این ها را شناسایی کنید و به دادگاه معرفی کنید. ننشینید تا باز جایی را آتش بزنند. خط این بود که اصلاً آمریکا منسی (فراموش) شود.یک دسته «مرگ بر شوروی» را مطرح کردند تا آمریکا منسی شود."

آیا شما مطلع هستید که ما پنجاه سال در تحت سلطه انگلیس و امریکا تمام هستى‏مان به باد رفت؟ شما توجه دارید به اینکه کشور ما در تحت سلطه‏اى که توسط رضا خان، انگلیس‌ها به ما تحمیل کردند، و توسط محمد رضا که انگلیس‌ها و امریکایى‏ها و شوروى‏ها به ما تحمیل کردند، اینها چه کردند با مملکت ما، با کشور ما؟ شما آیا داد مظلوم‌ها را هیچ وقت بنای‌تان هست که گوش کنید؟ یا همان فریاد ظالم‌ها را به آن ترتیب اثر مى‏دهید؟ [صحیفه امام ج‏13 214 پیام به مسلمین جهان و حجاج ]

به فرموده امام عزیز "این جماعت را ابتدا باید نصیحت و بیدار کرد. به آنها گفت مگر خطر را نمى‏بینید؟ مگر نمى‏بینید که اسرائیلی‌ها دارند مى‏زنند و مى‏کشند و از بین مى‏برند و انگلیس و امریکا هم به آنها کمک مى‏کنند، و شما نشسته‏اید تماشا مى‏کنید. آخر شما باید بیدار شوید؛ به فکر علاج بدبختی‌هاى مردم باشید. مباحثه به تنهایى فایده ندارد؛ مسأله گفتن به تنهایى دردها را دوا نمى‏کند. در شرایطى که دارند اسلام را از بین مى‏برند، بساط اسلام را به هم مى‏زنند، خاموش ننشینید"»

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 9:57  توسط سرباز | 
واكنش شريعتمداري به اظهارات هاشمي درباره مذاكره با امريكا؛
پاسخ امام را سانسور كرديد/ 22 سال پيش مهاجراني همين حرف را زد

حسین شریعتمداری مدير مسئول روزنامه کیهان به اظهارات آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني در مصاحبه‌اش با يك فصلنامه مطالعات خارجي واكنش نشان داد و از ميان سخنان پر ابهام هاشمي در اين مصاحبه، به بخشي از اظهارات او كه به موضوع "لزوم مذاكره با امريكا" اختصاص داشت، پاسخ داد.

به گزارش رجانيوز، هاشمي در مصاحبه‌اش مذاكره با امريكا را مانند مذاكره با ساير كشورها نظير روسيه و چين عنوان كرده بود، از امريكا به‌عنوان قدرت برتر دنيا كه بايد با او مذاكره كرد، ياد كرده بود و از نامه‌اش به امام در آخرين روزهاي حيات مبارك ايشان خبر داده بود كه در اين نامه از ايشان درخواست شده بود كه در زمان حيات‌شان تكليف موضوع‌هايي از جمله مذاكره با امريكا را روشن كنند، چرا كه پس از ايشان كسي نيست كه انقلاب را از اين گردنه‌ها عبور دهد.

اما در حالي‌كه روز گذشته اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي مستقل دانشجويان سراسر كشور در نامه‌اي به آقاي هاشمي، با يادآوري اين بخش از اظهارات او و ساير سخنانش اعتراض خود را مطرح كرد، امروز نيز شريعتمداري در مقاله‌اي به موضوع مذاكره با امريكا پرداخت. مدير مسئول روزنامه كيهان، ابتدا اين مسئله را بررسي كرده كه هاشمي چرا فقط از نامه‌اش به امام خبر داده و صادقانه پاسخ امام را مطرح نكرده است. وي سپس به اصل موضوع مذاكره با امريكا پرداخته و در مورد هدف امريكايي‌ها از مذاكره، بيانات و نظر رهبر معظم انقلاب در مورد مذاكره با امريكا، مواردي را مطرح كرده است. متن كامل اين مقاله در ادامه آمده است:

اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني كه در روزهاي پاياني سال ۱۳۹۰ و در ديدار مسئولان فصلنامه مطالعات بين المللي با ايشان مطرح شده و ديروز خبر آن منتشر شده بود، بازتاب گسترده اي در رسانه هاي داخلي و بسياري از رسانه هاي خارجي داشت. درباره اظهارات اخير رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام اگرچه گفتني هاي فراواني هست ولي در اين مختصر به واكاوي يكي از اصلي ترين آنها كه وارونه نمايي آشكار است و عجيب تر نيز به نظر مي رسد بسنده مي كنيم و باقي به بعد مي گذاريم.

آقاي هاشمي رفسنجاني مي گويد «من در سال هاي آخر حيات امام(ره) نامه اي را خدمت‌شان نوشتم، تايپ هم نكردم براي اين كه نمي خواستم كسي بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح كردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حياتتان اينها را حل كنيد. در غير اين صورت، ممكن است اينها به صورت معضلي، سد راه آينده كشور شود. گردنه هايي است كه اگر شما ما را عبور ندهيد، بعد از شما عبور كردن مشكل خواهد بود. يكي از اين مسايل، رابطه با آمريكا بود. نوشتم بالاخره سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست. آمريكا قدرت برتر دنياست. مگر اروپا با آمريكا، چين با آمريكا و روسيه با آمريكا چه تفاوتي از ديد ما دارند؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟ معناي مذاكره هم اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است»! درباره اين بخش از اظهارات ايشان بايد گفت؛

۱- انصاف آن بود كه آقاي رفسنجاني در نقل ماجراي نامه خويش به پاسخ امام راحل (ره) نيز اشاره مي كرد. چرا كه اولاً؛ مذاكره و رابطه با آمريكا يكي از خطوط قرمز حضرت امام(ره) بود كه بارها بر آن تأكيد ورزيده و علت اجتناب از مذاكره و رابطه با آمريكا را نيز به وضوح بيان كرده بودند و ثانياً؛ حضرت امام(ره) به گواهي بينش و منش و آنچه از مواضع و بيانات ايشان در دسترس همگان است، هيچ ابهامي را بي پاسخ نمي گذاشتند مخصوصاً آن كه اين ابهام درباره يكي از اصلي ترين خطوط قرمز تأكيد شده از جانب حضرت ايشان بوده و از سوي كسي مطرح شده باشد كه مسئوليت مهم و حساسي- رئيس مجلس، قائم مقام فرماندهي كل قوا و...- در نظام داشته است.

بنابراين كمترين ترديدي نيست كه امام راحل ما(ره) ابهام مطرح شده از جانب آقاي هاشمي رفسنجاني را بي پاسخ نگذاشته اند و سؤال اين است كه چرا آقاي رفسنجاني از پاسخ آن بزرگوار كه به يقين و مانند هميشه، مستدل و منطقي بوده است طفره رفته و به آن اشاره اي نكرده است؟!

آقاي رفسنجاني با خاطره نويسي و تاريخ نگاري ناآشنا نيستند و سابقه شناخته شده اي در هر دو عرصه ياد شده دارند و تعجب آور است كه هنوز نمي دانند «نيمه نويسي» بي اعتبارترين نوع تاريخ نگاري و خاطره نويسي است و نشانه نگراني نويسنده و مؤلف از بيان برخي واقعيت هاست! حالا بايد پرسيد كه جناب رفسنجاني از آشكار شدن كدام واقعيت نگران بوده اند كه پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور كرده اند؟!

۲- آقاي هاشمي رفسنجاني به اين بخش از تاريخ آن روزها نيز اشاره نكرده اند كه در اوايل سال ۱۳۶۹ در حالي كه هنوز يك سال از رحلت حضرت امام(ره) نگذشته بود، آقاي «جيمز بيكر» وزير خارجه وقت آمريكا طي سخناني - ۳۰ فروردين/۱۹ آوريل ۱۹۹۰- اعلام كرد كه آمريكا آماده مذاكره مستقيم با ايران است و ۷ روز بعد - ۶ ارديبهشت ماه/۲۵ آوريل - آقاي عطاءالله مهاجراني معاون پارلماني آقاي رفسنجاني- رئيس جمهور وقت- در مقاله اي با عنوان «مذاكره مستقيم» كه در صفحه ۲ روزنامه اطلاعات همان روز به چاپ رسيد، ايستادگي در برابر كاخ سفيد را «شعارگونه» ناميده و دقيقاً با همان استدلالي كه جناب هاشمي در اظهارات اخير خود مطرح كرده است، خواستار مذاكره و رابطه با آمريكا مي شود و نكته در خور توجه آن كه در مقاله خود به گونه اي غيرمنتظره- شايد براي رد گم كردن- به اظهارات چند روز قبل «جيمز بيكر» اشاره كرده و اصرار مي ورزد كه مبادا كساني پيشنهاد ايشان را با پيشنهاد وزير خارجه آمريكا مرتبط دانسته و آن را «يك توطئه و يا فتنه» تلقي كنند.

مقاله مهاجراني با توجه به مغايرت آن با ديدگاه بارها اعلام شده حضرت امام(ره) انتقادهاي فراواني را در پي داشت. اما، آقاي مهاجراني كه امروزه پرده ها را كنار زده و آشكارا به انگليس پناهنده شده و با آيپك (لابي صهيونيست ها) و MI۶ (بخش اطلاعات خارجي اينتلجنت سرويس انگليس) همكاري نزديك دارد، برنظر خود اصرار مي ورزد و نهايتاً؛ رهبر معظم انقلاب در يكي از سلسله بيانات خويش به اين ماجرا پايان مي دهند كه شرح آن خواهد آمد.

اكنون اين پرسش مطرح است كه چرا جناب رفسنجاني به اين رخداد مهم و معروف تاريخي كمترين اشاره اي نكرده اند؟! شايد -فقط شايد- به اين علت كه اگر به رخداد ياد شده اشاره مي كردند، چاره اي جز آن نداشتند كه نظرات مستدل مطرح شده از سوي رهبر معظم انقلاب را نيز مانند پاسخ حضرت امام(ره) ناديده بگيرند! كه در اين حالت، دو پرده پوشي پي درپي سؤال برانگيز بود! و اما پاسخ حضرت آقا به اندازه اي روشن و مستدل بود كه اگر به آن اشاره مي كردند، در هيچ يك از اذهان واقع نگر و مردم دوست، جايي براي پيشنهاد مذاكره و رابطه با آمريكا باقي نمي ماند. نظر آن روز آقا كه نظر امروز ايشان و همان نظر ديروز حضرت امام(ره) است و از بلنداي دل‌سوزي حكيمانه براي مردم و صيانت از اسلام و منافع ملي مطرح شده است را در بند بعدي بخوانيد و خود درباره آن قضاوت كنيد.

۳- حضرت آقا در سخنان آن روز خود فرمودند؛

«و اما مسئله اي كه اين روزها در سطح جمعي از اهل فكر و اهل نظر در جريان است، مذاكره كردن و مذاكره نكردن است... من معتقدم، آن كساني كه فكر مي كنند ما بايد با رأس استكبار -يعني آمريكا- مذاكره كنيم، يا دچار ساده لوحي هستند، يا مرعوبند. من بارها اين نكته را عرض كرده ام كه استكبار، بيش از اين كه نان قدرت و توانايي خودش را بخورد، نان هيبت و تشر خودش را مي خورد. اصلاً استكبار، با تشر و ابهت و شكلك درآوردن و ترساندن اين و آن، زنده است. مذاكره، يعني چه؟ صرف اين كه شما برويد با آمريكا بنشينيد حرف بزنيد و مذاكره كنيد، مشكلات حل مي شود؟ اين طوري كه نيست.

مذاكره در عرف سياسي، يعني معامله، مذاكره با آمريكا، يعني معامله با آمريكا. معامله، يعني داد و ستد؛ يعني چيزي بگير، چيزي بده تو از انقلاب اسلامي، به آمريكا چه مي خواهي بدهي، تا چيزي از او بگيري؟ آن چيزي كه شما مي خواهيد به آمريكا بدهيد، تا در مقابل از او چيزي بگيريد، چيست؟ ما چه مي توانيم به آمريكا بدهيم؟ او از ما چه مي خواهد؟ آيا مي دانيد كه او چه مي خواهد؟ «و ما نقموا منهم الا ان يومنوا بالله العزيز الحميد». والله كه آمريكا از هيچ چيز ملت ايران، به قدر مسلمان بودن و پاي‌بند بودن به اسلام ناب محمدي(ص) ناراحت نيست. او مي خواهد شما از اين پاي‌بنديتان دست برداريد. او مي خواهد شما اين گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشيد؛ حاضريد؟»

اكنون بايد از آقاي هاشمي رفسنجاني پرسيد در پروژه پيشنهادي مذاكره و رابطه با آمريكا -و به قول حضرت آقا معامله با آمريكا!- چه «بهايي» را براي پرداخت در نظر گرفته ايد و در مقابل آن چه متاعي را از آمريكا انتظار داريد؟! آيا جز اين است كه آمريكا به اعتراف بارها اعلام كرده‌ي خود، بيشترين ضربه را از اسلام ناب محمدي(ص) كه ظلم ستيز و استقلال طلب است، دريافت كرده است؟! و به هيچ چيز غير از بازگشت به دوران غارت‌گري گذشته در ايران نمي انديشد؟! و در مقابل به شما همان را خواهد داد كه به شاه و حسني مبارك و بن علي و علي عبدالله صالح داد!

۴- آقاي هاشمي مي گويد «معناي مذاكره با آمريكا اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند، يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است»!

ظاهراً جناب رفسنجاني فراموش كرده اند كه آمريكا، مذاكره را فقط براي مذاكره مي خواهد و نه حل و فصل مسائل طرفين. چرا كه درگيري ما با آمريكا از ماهيت دو طرف ريشه مي گيرد و مادام كه ما در حاكميت بر اسلام ناب و ظلم ستيز تكيه داريم و آمريكا بر خوي استكباري خود تأكيد مي ورزد، اين درگيري ادامه خواهد داشت و تنها در دو حالت خاتمه مي يابد. يا ما- نستجيربالله- از اسلام در حاكميت دست بكشيم - يعني همان كه آقا اشاره فرمودند- و يا آمريكا خوي استكباري خود را رها كرده و به قول حضرت امام(ره) «از خر شيطان پايين بيايد».

بنابراين، وقتي مسئله فيمابين با مذاكره قابل حل نيست، بايد ديد آمريكا مذاكره را براي چه مي خواهد و چرا اين‌همه برآن اصرار مي ورزد؟! پاسخ بسيار روشن و خالي از ابهام است، آمريكا مذاكره را براي ارائه به نهضت هاي اسلامي و مخصوصاً اين روزها براي ارائه به انقلاب هاي اسلامي منطقه مي خواهد و به محض آن كه با آمريكا پاي ميز مذاكره بنشينيم، اين نشست را فاكتور كرده و به همه ملت هاي مسلمان و انقلابي مي فروشد كه «اگر الگوي نهضت و حركت ضد استكباري و ضد استبدادي شما انقلاب اسلامي ايران است، ايران نيز در نهايت چاره اي جز كنار آمدن با آمريكا نداشته است»! و به قول قيصر «همه راه‌ها به رم ختم مي شود».

جناب هاشمي! اين نكته بديهي تر از آن است كه از نگاه حضرتعالي پنهان مانده باشد. شما كه اهل مطالعه و رصد اخبار هستيد، به يقين گزارش هاي منتشر شده از سوي مراكز استراتژيك آمريكا طي چند سال اخير را ملاحظه كرده ايد و مثلاً از گزارش اخير «مركز تحقيقات كنگره آمريكا» باخبريد كه تأكيد مي كند «حضور ايران در پاي ميز مذاكره بي آن كه چيزي رد و بدل شده و امتيازي داده يا گرفته شود مي تواند تحولات اسلامي منطقه خاورميانه و شمال آفريقا را، تحت تأثير قرار داده و نهايتاً متوقف كند».

۵- آقاي هاشمي از آمريكا با عنوان «قدرت برتر دنيا»! ياد مي كند كه مخصوصاً با توجه به رخدادهاي چند سال اخير، چه در برخورد آمريكا با ايران و چه در برخورد با انقلاب هاي اسلامي منطقه، شكست در عراق و افغانستان و ده‌ها نمونه ديگر از اين دست، تعجب آور است و فقط به عنوان يادآوري بايد گفت، همين چند ماه قبل - ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱/ آذرماه ۹۰- نشست شوراي راهبردي آتلانتيك در واشنگتن با صراحت اعلام كرد كه جمهوري اسلامي ايران، آمريكا را از بلنداي اقتدار ۲۰۰۱ به دره ضعف ۲۰۱۱ كشانده است و اينكه؛ تاريخ به نفع ايران در حال پيچيدن است و...

گفتني است مقايسه آمريكا با چين و روسيه و انگليس هم قياس مع الفارق است زيرا درگيري اصلي ايران اسلامي با آمريكا بوده و هست و ديگر كشورهاي مورد اشاره در اظهارات آقاي رفسنجاني نه سابقه اي قابل قياس با آمريكا در برخورد با ايران داشته و دارند و نه از رابطه و مذاكره در پي رسيدن به اهدافي هستند كه آمريكا دنبال مي كند. بنابراين رابطه و مذاكره با آنها مي تواند در چارچوب عزت و حكمت و مصلحت صورت پذيرد و چنانچه وارد فازي نظير آمريكا شوند -كه نمي توانند- به يقين با برخورد مشابهي از سوي ايران اسلامي روبرو خواهند شد.

۶- و بالاخره، اگرچه در اين باره گفتني هاي فراوان ديگري نيز هست ولي وجيزه پيش روي را با اشاره به بخشي از اظهارات رابرت گيتس -وزير دفاع پيشين آمريكا- در كنگره خاتمه مي دهيم. گيتس در پاسخ به علت ناتواني دولت بوش در مقابله با ايران اسلامي مي گويد «مشكل بزرگ ما با ايران آن است كه به ما احتياجي ندارد تا امتيازي از ما بخواهد و كسي كه امتيازي از شما نخواهد، امتيازي هم به شما نخواهد داد.»

مطلب مرتبط:

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 9:56  توسط سرباز | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
فتنه گران
این وبلاگ جهت انتشار اخبار ؛ تصاویر ؛مقالات ؛ وموضوعات مربوط به فتنه گران وسران فتنه ودر یک کلام دایره فتنه ایجاد گردیده است تامردم عزیز کشورمان از نیات شوم آنها آگاه گردند.

××××××××××××××××××××


مقام معظم رهبری در خصوص وقایع اخیر فرمودند که این جریانات فتنه بود یعنی یک امتحان و ابتلای الهی که در این مقطع باعث شد خالص از ناخالص جدا شود و خطوط افرادی که سالها در دامان انقلاب رشد کرده و بالیدند و به این مرحله رسیدند نمایان گردد و رهپویان واقعی خط امام از دروغگویان و خدعه کنندگان جدا گردند. ابتلا به فتنه بسیار سخت است زیرا در هنگام فتنه حق و باطل به نحوی آمیخته می شوند که تشخیص آنها از هم ممکن نیست. بسیاری در این مسیر به بیراهه می روند و بسیاری مثل طلحه و زبیر و دیگر صحابه که سالها در جوار پیامبر (ص) بودند، یکباره بینش و بصیرت خود را از دست داده و در مقابل ولی امر مسلمین می ایستند .


در صورت برخورداری از بصیرت،دشمنان در غبار آلودگی فتنه نمی توانند ملت را گمراه کنند یا به اشتباه بیاندازند.

امام خامنه ای 15/7/88

پیوندهای روزانه
شهید درهم پور
دار الشيعه
رز سفيد
مرز پر گهر
جنگ نرم
این عمار
چشمه زلال
مهدویت
خلوت انس
الف لام میم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته سوم اردیبهشت 1391
هفته اوّل اردیبهشت 1391
هفته چهارم فروردین 1391
هفته سوم فروردین 1391
هفته دوم اسفند 1390
هفته چهارم بهمن 1390
هفته سوم بهمن 1390
هفته اوّل بهمن 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته سوم دی 1390
هفته دوم دی 1390
هفته اوّل دی 1390
هفته چهارم آذر 1390
هفته سوم آذر 1390
هفته دوم آذر 1390
هفته چهارم آبان 1390
هفته سوم آبان 1390
هفته اوّل آبان 1390
هفته چهارم مهر 1390
هفته سوم مهر 1390
هفته دوم مهر 1390
هفته اوّل مهر 1390
هفته چهارم شهریور 1390
هفته سوم شهریور 1390
هفته دوم شهریور 1390
هفته اوّل شهریور 1390
هفته چهارم مرداد 1390
هفته اوّل مرداد 1390
هفته سوم تیر 1390
هفته دوم تیر 1390
هفته اوّل تیر 1390
هفته چهارم خرداد 1390
هفته سوم خرداد 1390
هفته دوم خرداد 1390
هفته اوّل خرداد 1390
آرشيو
نویسندگان
سرباز
سرباز
پیوندها
آپلود عكس
گلچين 35
عماريون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ br />

نداي انقلاب ------------ 
 اخباری را که کلاغه برای ما می آورد به همه می گوییم كلاغ پرس